
مزاری، نگاه جدید به مردم، فرهنگ و عدالت اجتماعی
نویسنده: محمد رضا ضیایی
در دوازده همین، سالياد و همایش گرامی داشت، افکار و خاطرات رهبر شهید استاد مزاری، ضمن ادأ احترام به روح بلند و جاویدانه ای او ، از اشتراک کنندگان و دوستان برگزار کننده، صمیمانه تشکر نموده برای شان ارزوی موفقیت وسر بلندی می نمایم. به همین مناسبت، نوشته ای ر ا با استفاده ازگفته ها واندیشه های بالنده و بارور رهبر شهید تدوین نموده و به حضور دوستان و مهمانان عزیز تقدیم می نمایم.
در این مقاله، سه مورد مهم و سه حوزه موثر در امور اجتماعی از دیدگاه بابه مزاری مورد بررسی وتحلیل قرار گر فته است:
جایگاه و نقش، برازنده مردم در دیدگاه و تفکر سیاسی بابه مزاری
جایگاه بنیادی، فرهنگ و امور فر هنگی در اندیشه و رفتار سیاسی بابه مزاری
قرأت وتجلی، عدالت در تفکر و زندگی سیاسی بابه مزاری
سه حوزه و عر صه ای یاد شده، از مواضع مهمی میباشد که استاد مزاری با ، گفتار و رفتار خود روی انها تکیه نموده اند ، بگو نه ای که می توانیم بگویم ، این سه مورد از جمله مواضع، استرا تیژیک و اموزه های اساسیی می باشد که، در مکتب فکری و سیاسی او بر جستگی خاص داشته و در سخنان اموزنده ورفتار اجتماعی شان انعکاس یافته است.
اولین ومهمترین مورد، از موضوعات انتخابی ما جایگاه مردم در باور سیاسی واجتماعی بابه مزاری است، که بدین شکل اغاز می گردد.
مردم، منبع مشرو عیت و اقتدار قانونی
مزاری، بعنوان یک رهبر اگاه ، نسبت به مقام و حقوق انسانی مردم جایگاه خاص و بلندی را قایل بوده و در مقام عمل نیز، واقعیت و حقیقت، افکار وارمان ، مردم را با جدیت و اخلاص احترام می نمودند. او ضمن اینکه مردم، یعنی مجمو عه اقشار ، طبقات و اصناف جا معه را منبع ایجاد، مشرو عیت و قانو نی بودن دولتها می دانند، عقیده دارند که مردم بحیث یک حقیقت موثر و ماندگار در تحولات سیاسی وفر هنگی ملتها، دو لتها و تمد نها، نقش اول و اساسی را دا رد لذا ، مردم و خواست انها همیشه در محور اندیشه و تلا شهای استاد مزاری، قرار گرفته و نسبت به نقش و جایگاه موثر انها، باور ورفتار شفاف داشته اند.
استاد مزاری، در یکی از سخنرانی ها ای مهم خود با اشاره به این مورد چنین می گویند:
»باور من اینست که، مردم کار ساز است. احزاب به هر اندازه که مسلط باشند و سلاح و قدرت داشته با شند، در برابر قدرت مردم موثیر نیست»
تأکید چنین روشن وقاطع، بر اهمیت و نقش سازنده مردم در مسایل اجتماعی و سیاسی که با کلمه، باور من اینست ادا می گردد بیانگر چند مسله مهم، می باشد.
اولین مسله که، دراین گفتار جلوه خاص می یابد اینست که مزاری، مردم را مسول وقادر به سامان دهی امور زندگی شان می دا نند.
دوم اینکه، مزاری بعنوان یک عالم متعهد وبارز درعلوم انسانی، حقوقی و قضایی از نگاه حقوقی مردم را، دارای اختیار و تصمیم اصلی دانسته وقدرت و اقتدار را نیز در دست انها می دانند. او به ارای، مردم اهمیت داده و مشروعیت هر رهبری و نظام سیاسی را نیز منوط به، ارأ مستقیم و ازادا نه مردم می دانند.
استاد مزاری وقتیکه، در جهت قانونی بودن حکو مت و دولت سخن می گویند، اینچنین شفاف و مشخص از حق اراده ونقش اساسی مردم برای مشرو عیت دادن ان یاد می نمایند.
«دولت مردمی، وقتی به و جود می اید که، انتخا بات بر گزار شود و این انتخابات ازاد باشد و مردم ازادانه رای بدهند که، در این صورت دولت پایه ی مردمی پیدا می کند»
نکته جالب تر اینکه، استاد مزاری ضمن اینکه، روی ا رأ و انتخاب مردم تأ کید می نمایند به، قو انین و مرا جع معتبر بین المللی بعنوان حا می و پشتبان عزم مردم، نیز اهمیت خاص قایلند، یعنی اینکه خواست و نقش اساسی مردم را یک مسله جهان قبول و بین المللی دانسته وباعث ثبات و مشروعیت دولتها می شمارد و می گویند.
«ما معتقدیم که، حکو مت اینده نباید روی مذهب و نژاد بوجود اید. باید در حکو مت اینده همه به حقوق خود برسند و ما معیار نفوس را که یک معیار بین المللی می دانیم و بر همان اساس نفوس ، از دولت و حکو مت اینده خو استار حق خود می باشییم و ما نمی خو اهیم روی کسی ظلم کنیم و نخواهیم، گزاشت کسی دیگری بر ما ظلم کند».
و اخر اینکه، بنا بر گفته ای خودشان، مبنای همه ا ی تصمیم گیریهای بابه مزاری بعنوان یک رهبر ومصلح ملی، مصالح و منافع مردم بوده است و روی ان تکیه نموده و می فر مایند.
«ما بر اساس مصالح ومنافع مردم خود تصمیم می گیریم»
حوزه دوم، فرهنگ و امور فرهنگی در نگاه بابه مزاری
فرهنگ و امور فر هنگی، در زندگی و دیدگاه انسانی و سیاسی مزاری انچنان اهمیت می یابد که اساس همه ای پیشر فتها و تمدنهای بشری را بر مایه های فنا نا پذیر فرهنگ و امورات فر هنگی استوار می دانند،حتی تأ مین استقلال و اقعی کشور را نیز منوط به تلا شها و شکو فا یی فرهنگی یک ملت میدانند ومیفرمایند:
«مبارزه باید در شکل های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی صورت بگیرد تا زمینه ای استقلال فراهم شود».
استاد مزاری، از اولین روزهای که در مسایل اجتماعی و سیاسی قدم گزاشته اند، بالا ترین سر مایه گزاری و توجه عمیق شان معطوف، توسعه و همگانی کردن مسایل فرهنگی، اموز شی و تحصیلی مردم وفرزندان ان بوده است.
تأسیس مکاتب، نشریات و رسانه ها و مراکز فرهنگی،مهم جامعه ای ما، بدون تردید از برکات اقدا مات و بستر سازیهای حساب شده و تو جهات بی شایبه استاد مزاری به، اهمیت استرا تیژیک و سر نوشت ساز بودن این حوزه تمدن ساز می باشد.
نمو نه های چون، انتشار پیام مستضعفین، مجله وزین حبل الله، تأ سیس وفعال نمودن مرکز نویسندگان افغانستان، تأسیس مجتمع اموزشی حقوق درسطح دانشکده، طرح تأسیس دانشگاه با میان، طرح تأسیس رادیوی با میان، احیا یی، تاریخ نویسی در میان هزاره ها، تصحیح، چاپ وانتشار کتب تاریخی از جمله کتاب مهم سراج التواریخ راه اندازی هفته نا مه وحدت، تأسیس جریده امروز ما و دها نشریه مهم و پر تیراژ دیگر که، امروزه جزء منابع فر هنگی و زخایر غنی و سود مند ، ملی محسوب می گردد، از نمو نه ها و موارد، می باشد که توسط شخص او طرح وبعضا به فر جام رسیده اند.
بروز فراز مندانه ای فر زندان هزاره در عر صه های فر هنگی و هنری ، اداره و رهبری ده ها روزنامه و مجله چاپی و ساختن ده ها فیلم زیبا و ماندگار ومدیریت صد ها رسانه یی انتیر نیتی وصد ها تشکل فرهنگی توسط انها، ضمن اینکه، بیانگر توانمندی ، تلاش و اقتدار فکری هزاره ها می باشد، نشانه ای از منبع نوری است که این اندیشه های ابشار گو نه از ان سر چشمه گر فته اند، وان چشمه سار جوشان و پاک و جود مزاری است.
مسأله دیگر که، در این راستا یادش زیبا کننده این بحث می گردد، حضور بهارین وساختار شکن زنان ودختران هزاره در مسایل اجتماعی ، فرهنگی وهنری می باشد. ایجاد چنین تحول در کشور بسته و سنتی، چون افغانستان از زمینه های حساس و قابل تأملی است که باید، بطور شایسته ای توسط روشنفکران جامعه ما، شکا فته و بررسی گردد،تا راز رشد و شکو فا یی سریع استعداد های سر کوب شده ای انها یشتر روشن گردد؟ و چگونه شد که با ظهور مزاری در جامعه ای ما بعلاه، بو جود امدن تحولات شگرف دیگر ، زنان و دختر ان هزاره ، از کنج خا نه های گیلین برون امده و میدان دار واقعی حمایت از مزاری و آرمان های او می گردند که زنان و دختران غیور و با همت هزاره، در کنار مزاری ضمن اینکه، شخصیت انسانی و استعداد بشری شان را بالنده می سازند، سهم بزرگی را در رهبری و اداره امو رات فرهنگی و تبلیغی هزاره ها در داخل و خارج کشو،ر بعهده داشته، و از موفقترین نیروهای هزاره بحساب می ایند.
و امروز همگی می دانندکه نشریات، ویبسایتها و وبیلاگهای زنان و دختران هزاره در کشور وجهان، از بر جستگی خاص و نمایانی در میان زنان وطن ما، بر خوردار می باشند.
در مجموع، این بالندگی و طراوت فرهنگی، عزم واستواری فرهنگیان و هنر مندان ما، ضمن اینکه بیانگر ، زنده بودن ملت صبور وبا عشق هزاره است. نشان دهنده، حضور دستان توانمند وچشمان پر اشاره وبیدارگر مزاری، در حیات و جریان ذ لالین فرهنگی هزاره نیز می باشد، دلیل بر این مهم تأثیر پذیری مستقیم ادبیات نوین هزاره از افکار ،مزاری می باشد. مزاری که، طراح و مبتکر اصول وادبیات و حدت ملی، عدالت اجتماعی ، مشارکت همگانی و همپذیری ملی بود. افکارش در ادبیات امروز هزاره بخوبی انعگاس یافته و ادبیات هزاره را مایه و شکل خاص بخشیده است، ادبیات هزاره ادب برابری و همزیستی شده است، انگونه که مزاری ادبیات سیاسی افغانستان را بسوی زیبایی معنویت و دل انگیزی عقلا نیت تغییر داد، امروزه فرزندان فرهنگی او همین مفا هیم و پیا مهای نوین یعنی فلسفه ای سیاسی مزاری، که از شاه فرد های شعر سبز او می باشدرا، به شکل جدید از ادبیات فرهنگی و هنری در اورده و با توانمندی خاص، در واقعیت جامعه ای شان جاری ساخته اند.
از طرف دیگر، فرزندان فرهنگی مزاری مو فق گردیده اند که بنا بر اموزه های با به ای شان ابشار عدالت خو اهی را به عنوان یک جریان زنده ، در بستر تاریخ ، جاری ساخته و مزاری و افکار اورا به ارمان ملی و ماندگارتبدیل نمایند. امروزه موج را که هنر مندان و نویسندگان هزاره ایجاد کرده اند بدون شک ما را بسوی سا حل دو ستی ، عشق وزندگی شرافتمندانه و مطمین، ملی نزدیکتر می سازند. اخلاق ادبی ونوشتاری فرزندان مزاری الگوی مناسب و خوبی است برای نسل فرهنگی کشور ما.
از طرف دیگر توجه و عطش، فرهنگی هزاره ها و صدا قت و تعهد ملی که در ادبیات و اندیشه های انها جلوه گر است ، بخاطر ان می باشد که، معلم چون مزاری دارند او که در باره مقام دانش وفرهنگ دلسوزانه و امیدا وارانه می گوید:
«امید وارم که، در افغانستان قهرمان و سربلند نیز، منطق دانش و فرهنگ جای تنگ نظری، قلدری و بی ثباتی را بگیرد».
و در جای دیگر به مردم، می آموزاند که، احترام و قدر دا نشمندان و رو شنفکران جا معه خو د را بدانند و حفظ نمایند. و از گفته های او است.
حقوق و حرمت اندیشمندان، آزاد فکران و روشنفکران خود را در نظر داشته باشید.
مهمتر از همه اینکه، مزاری تنها متحول ساختن، فرهنگ و امور فرهنگی متعارف ومعمولی رادر نظر نداشته، او می خواست و توانیست که فرهنگ حاکم در روابط اجتماعی مردم افغانستان را نیز تغییر داده و بدنبال ان قضا وت مردم حتی روشنفکران و اندیشمندان جا معه را نسبت به اقوام و تو ده های محروم چون هزاره ها، معتدل نموده و انها را نسبت به پندار های خو دشان مردد، نمایند، بگونه که دیگر هزاره بی استعداد و نا لایق تبدیل به افسا نه گردیده است.
مزاری در این نبرد ، تنها با حاکمان ستم و فرهنگ خشن و نفرت زا ی، انها طرف نیست ، او در قدم اول، مردم که پیرامونش گیرد امده اند را مخاطب قرار داده و نسبت به باورهای کشنده و خود فرا موشی و ترس وهراس از ظلم و شاه، را از ذهن و وجود هزاره به بیرون می ریزد.
او با نگا هی عمیق و جا معه شناسانه ا ی خود، به درون جامعه هزار،ه، عوامل بازدارنده داخلی وخرافات رواج یا فته در میانشان را شنا سایی و برای زدودن انها با، حکمت و تدبیر سنجیده شده اقدام می نمایند. و در این راه، ضمن بستر سازی مناسب برای اغاز، یک نهضت اگاه هی بخش فکری و انسجام ، نیرو های جوان فرهنگی وبخروش اوردن نیروی لا یزال مردم از نیرو و تو انمندی خودشان، که فرا موش گردیده و یا در چا له های سرد ، ترس خرافه ها دفن گردیده بود بهر ه می برند.
او در کو تا ه ترین زمان ممکن موفق می گردد که، جا معه هزاره را به روشن کده ملی و مناره عدالت خواهی تبدیل نموده و از نگاه فر هنگی و سیاسی متحولشان بسازند و با نگاهی جدید به سرنوشت وتو انمندی مردم، افقها ی نوین و جذاب را برای انها بنمایانند. او در فر صت بسیار کم، مو فق می شود که با درایت و شجاعت بی نظیرش اقیانوس ارام و ساکت هزاره را به موج و تلاطم در بیاورد. او تو انیست که، هزاره ای به زاویه رانده شده، گوشه گیر و خود کتمان گر را، در متن واقعه وقضیه سر نوشت ساز ملی و تاریخی بکشاند،و باقدرت تفکر و شجا عت خود، سیاهی وستم را تحت تعقیب، قرارداده و در شبکده حیا ت اجتماعی هزاره خورشید اگاهی، تفکر و اندیشه را علمدارگرداند.
مزاری با سنجش دقیق از، توانمندی های هزاره ها انها را به تحرک هدفمند و ثمر بخش در اورده و ازصفوف پرا کنده شان امواج نیرو مندی ساخت ک هیبت تلاطم ان اساس و ابهت پوشالی حا کمیت و ستم تاریخی را به مرگ ونا بودی تهدید نمود. ودر عرصه های دینی ومذهبی نیز چنان اصلا حات را در میان هزاره ها ایجاد نمود که در تاریخ انها نمو نه ی نداشته است.
او با جو هره اگا هی ومنطق دین راستین وازادی بخش، حجابهای تیره و زمخت دروغ،فریب،ریا و تزویر را از روی ریا کا ران سیاسی ومذ هبی بر داشته و اجحا فها و حق کشیهای تاریخی ستم گران و بهشت فروشان معامله گر را با روشن بینی بر ملا ساخت، و جهت تصحیح و روشن نمو دن، مسیر اینده سیاسی و دینی هزاره ها در قرأت دینی و سیاسی انها تغییرات محسوس و اساسی ایجاد و انگاه با پشتبانی وحمایت بیدرییغ مردم هزاره، خواهان اصلاحات ریشه ای، درساختار های ملی و دولتی ومشارکت عا دلانه همه اقوام افغانستان در ا داره ای کشور گردید.
مزاری، با ناخن گزاشتن روی تارهای عصب و سازمان دید ، بینش دینی ، روانی و تفکرات ، اجتماعی مردم هزاره، نهضت ملی و ماندگاری را در جهت بیداری و خود باوری انها اساس گزاری نموده و به راه می اندازد، واین نهضت مردمی چنان اساسی و فرا گیر است که بطور روشن، با عث بیداری سیاسی و خود با وری ملی لا یه های مختلف جا معه هزاره می گردد.
مزاری، با القای شجا عت و غیرت برای هزاره ها ، عشق و خود گزری را ، در میان انها ایجاد می نمایند چنانکه، در پیمودن راه بسوی ازادی و عدالت هیچ کسی احساس خستگی ننموده و همه با فداکاری می کوشند تا خود را به قله های که مزاری رسیده بر سانند و افقهای که او ایجاد کرده را به تماشا وپرواز بپردازند ، مزاری، با منهج ومشروع نوین رهبری خود ضمن اینکه فرهنگ و قضاوت مردم را نسبت به هزاره تغییر داد به هزاره ها هم گفت:
«مردم ضرورت دارد که استعداد های خویش را از قوت به فعلیت بر ساند که این یک ضرورت اجتماعی وملی است».
آری، صداقت و معجزه، بیان و زبان با محبت و بیدارگر مزاری بود که به هزاره قدرت ایستا د شدن و توان اعتراض و تصمیم گیری رابخشید. بدین گونه است که می بینیم هزاره ای که از نام یک عسکر می ترسیدو حکومت و سیاست را کار حرام تلقی می نمودند ، سیاست کردن و تفکر برای اینده و سر نوشت خودرا بالا ترین، تکلیف دینی یا فتند.و از طرف دیگر همان هزاره ای گوشه گیر و تر سان با دم مسیحا یی مزاری، در برابر انواع ستم و ظلمهای قدیم و جدید مردانه، می ایستد و سر نوشت تاریخ کشور شان را با اگاهی و اقتدار خود بنفع منافع ملی ومصلحت عمومی همه اقوام کشور تغییر می دهند. و دراین راستا است که، فرهنگ و منش هزاره وبه همین مقیاس فرهنگ عامه و حاکم در فضایی عمو می ، افغانستان نیز نسبت به هزارهها در حال تغییر یافتن است و هیچ ظالم، از گزشته های نا روا ی خود نسبت به حقوق لکد مال شده هزاره، دفاع کرده نمی تواند، ودر عرصه دیگر امروزه حد اقل فرصت فریاد زدن برای هزاره محکوم و مغضوب، به وجود امده است.
هزاره با توا نمندی و جرأت تماشایی خود ، در عر صه های فرهنگی و هنری، در سطح جهان نتنها جایگا خود بلکه، مقام بلندی را برای پرچم کشور شان نیز بدست اورده اند، و هنر وفکر هزاره بعد از سالهای نکبت و بلا چهره انسانی و زیبای هنری و فرهنگی افغانستان را برای مردم دنیا بنمایش می گزارد.
عدا لت و عدالت خواهی در دید گاه مزاری
این عرصه، از مهمات و اصول حیاتی و تجلیگاه عشق جوشان مزاری به حساب می اید، لذا هر چه توان و سر مایه داشت در پای سپید دار عدالت وافق خورشید زای زندگی تاریخ خود گزاشت، جان خود را نیز در جهت باروری و جان گرفتن و توسعه یا فتن عدالت در، افغانستا ن هزینه نمود و گفت:
«حزب وحدت اسلامی از هر طرحی که منجر به عدالت اجتماعی در جامعه ای افغانستان گردد و حقوق ملیتهای محروم را اعاده کند استقبال می کند. برای ما مهم نیست که لویه جرگه تشکیل شود و یا مجلس ملی، مهم اینست که حقوق مردم در نظز گرفته شده به تناسب حضور و میزان جمعیت شان در تصمیم گیریها سهیم با شند».
مزاری، عدالت اجتماعی را درافغانستان، نظام حکو متی و ساختار دولتی ان یک اصل میدانیست، درنظر او عدالت اجتماعی در افغانستان گزینه دوم نداشت و ندارد، او به امید و بار دهی درخت عدالت می زیست .او عدالت را اساس و مایه نظم و سامان یابی امور اجتماعی و ضرورت زندگی جمعی انسانها و دلیل حیات شان می دانستند.
مزاری ضمن بیان ارمان عادلانه خود ومردمش در حقیقت می خواهد که از عدالت و مفهوم سیاسی و اجتما عی ان تعریف ملی وجدید ارایه نماید . او درانجام وپرورش این عزم، تاریخی خود موفق هم می گردد.وبا صراحت می گوید:
«ما خوا هان عدالت سیاسی و اجتماعی هستیم ما حقوق مردم خود را می خوا هیم و انحصار را نفی می کنیم و لو از طرف هر کسی باشد».
عدالت اجتماعی وسیاسی در دیدگاه مزاری ودر بستر بنام افغانستان و جامعه افغانی، تأمین حقوق ضایع شده مردم ورفع ستم از انها و درنهایت شکستاندن انحصار قدرت سیاسی و نفی جدی ان می باشد.
بابه مزاری، از ستم و ظلم تاریخی که ملت افغانستان خصوص هزاره ها قرنها بردوش شان حمل کرده بودند ، خوب اگاه بود و تمامی، رنجهای فرساینده وکشنده ای مردم خود را، لمس کرده بود به همین خاطر او شایسته ترین انسان برای بیان و تبین عدالت در افغانستان ومدعی بر قراری آن بود. استاد مزاری در یک جمله کو تاه می فر مایند:
«خواست ما تأ مین عدالت و برابری و برادری میان مردم افغانستان است».
و در جای دیگر می گویند که:
«ما می خواهیم ستمهای چندین قرنه بر مردم افغانستان پا یان یابد و جا معه ای بو جود اید که دران از تبعیض، برتری گری و تفاخر و افزون خواهی خبر ی نباشد و کلیه مردم افغنستان از هر قوم ونژاد و با هر رنگ وزبان، برادارنه و برابر زندگی کنند وحقوق حقه تمامی ملیتهای افغانستان تأ مین گردد».
استاد مزاری با تعریف روشن و زیبا از شهروند وحقوق شهروندیی، شهر وندان افغانستان ضمن قدر گزاشتن به اراده ازاد مردم از کثرت گرای و مشارکت همگانی وهمپذ یری ملی در سا ختار سیاسی دولت و حکو مت بعنوان تنها راه رسیدن به ، بر قراری عدالت اجتماعی در جامعه افغا نی یاد نموده و تأ کید کرده اند.
رعایت اصل عدالت از ارمانهای استیراتیژیک و غیر قابل تغییر مزاری بود ، او عدالت را نه یک راه و نه یک رویش بلکه تمام زندگی می د انیست و عدالت در دیدگاه او ریشه و شیره حیات اجتماعی را می سازد وبه روابط انسانی واجتماعی مردم نظم ونسق انسانی و عقلای می بخشد و زندگی را زیبا و دلپذیر می سازد.
و آخر اینکه مزاری از ارمانهای زیبای چون برادری و عدالت اجتماعی و ارزوهای تابناکی چون تحمل وهمپذیری مردم افغانستان ، دفاع می نماید که در صورت جاری شدن، ان در جامعه همه اقشار و شهر وندان افغانستان بطور یکسان و مساوی از فر صتها و زمینه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ان تفکرو اندیشه، بهره مند می گردیدند.
و حال این سوال مطرح است که طرح و حمایت از اصل عدالت و برابری ملی، با کدام دین و با کدام عنعنه ملی و یا کدام بخش از استقلال و عزت افغانستان در تضاد و مخالفت بود که بجرم طرح و حمایت از ان، مزاری را کشتند؟
این سوال در تاریخ افغانستان همچنان با قی خواهد ماند تا از جانب وجدان حقیقی این سر زمین جواب خودرا بیابد اما فعلا چنان چیز در دست ما نیست بغیر از اینکه سخن شاعر بزر گ و معاصر کشور مان ابوطالب مظفری راکه در رثای بابه مزاری سروده اند تکرار وبه پیام ان اقرار نمایم که:
ترا بجرم بلندی زباغ ببریدند
زسر فرازیت ای سرو سبز ترسیدند
تو کوهوار سرریشه سخت می ماندی
به رغم باور طوفان درخت می ماندی
سرش زگردش این چرخ پیر بالا بود
زتوش وتاب شب سر بزیر بالا بود
کلام کوه شکافش که سر اعظم داشت
زهضم هاضمه های حقیر بالابود
یادش بخیر و گرامی باد!
امستردام هالند نقل قول از سخنان استاد از مشارکت ملی شماره ۲۱ سال ۱۳۸۵ چاپ کابل
۲۰ حوت ۱۳۸۵