باز خوانی یک آرمان
نویسنده: بیانیه طلاب و دانشجویان مقیم قم ـ ایران

بیش از يك دهه است كه از شهادت رهبر شهيد مزاري بزرگ مي گذرد و سوگواري در سالياد شهادت او اينك به سنت اجتماعي بدل شده است كه هر سال از سوي مردم عدالت خواه، به ويژه هزاره ها در افغانستان و ساير نقاط جهان برگزار مي شود. هزاره ها در داخل و خارج از افغانستان، در هر گوشه و كنار جهان از پير و جوان، زن و مرد، كنار هم جمع مي شوند و در ماتم فقدان مزاري اشك مي ريزند. اين اقدام بر بنياد هر عاملي استوار باشد، بيش از همه بيانگر آن است كه پيوند هزاره ها با مزاري پيوند واقعي و ناگسستني است.

نمي شود هزاره بود و با مزاري نسبتي نداشت و نمي توان از تاريخ هزاره ها سخن گفت و از مزاري ياد نكرد. هزاره ها تاريخ، سرنوشت و آرمان هايش به گونه اي گسست ناپذيري با مزاري يكي شده است و او روح مطهر و شكوهمندي است كه سراسر تاريخ، جامعه و آرمان هاي هزاره ها را فرا گرفته است. مزاري بخشي از تاريخ هزاره ها نيست بلكه كليتي تام و جامعي از تاريخ هزاره هاست كه با او هم مي توان گذشته را به خوبي درك كرد، به شناختي از وضعيت امروز رسيد و خطوط، جهت گيريها و چشم اندازهاي آينده را نيز معين نمود. سالياد شهادت مزاري براي هزاره ها، تنها تداعي كننده ي يك خاطره ي جانكاه، غم ناك و فاجعه آميز نيست، بلكه بازخواني يك آرمان، يك خط و يك تاريخ نيز هست؛ يك آرمان، يك خط و يك تاريخي كه همگي به مزاري منتهي مي شود و خون جاري مزاري به آنها حيات و ماندگاري مي بخشد. مزاري، تنها تاريخ هم نيست، بلكه مايه ي حيات تاريخي هزاره ها نيز هست، او نه فقط به تاريخ نپيوسته بلکه تاريخ را پاينده، با نشاط و سرزنده نگهداشته است.

اما از سوي ديگر، آيا هزاره ها نيز توانسته اند به تاريخ، آرمان هاي شان و مزاري وفا دار بمانند؟ آيا در طول بيش از يك دهه، كه مزاري در ميان آنها نيست، توانسته اند، از آنچه را كه مزاري براي آنها به ارمغان آورده و به ميراث گذاشته بود پاسداري نمايند؟ آيا آنها رهروان و وارثان صديقي براي تاريخ و مزاري بوده اند؟ يا آنكه بر اثر دلبستگي هاي زود گذر زندگي، تن آسايي و منفعت طلبي روز افزون به آرمانها و تاريخ خويش پشت نموده و مزاري را به يك امر نمادين صرف، كه تنها ديوارها، خيابانها و شعارهايشان را تزيين مي كند بدل نموده اند؟ بدون شك، نمي شود كلي قضاوت كرد. در گام اول بايد حساب نخبگان، به ويژه نخبگان سياسي، در مقام جهت دهندگان رفتارها و فعاليت هاي سياسي و جمعي مردم در سطح جامعه ي هزاره و تعاملات گسترده تر ملي را از مردم عامه جدا كرد و آنگاه ديد كه هر كدام چه نوع تعامل و نسبتي با تاريخ، آرمانها و مزاري داشته اند؟ اما در هر صورت، اين پرسشي است كه اينك هر هزاره در سالياد شهادت پدر خويش بايد خود را مخاطب آن احساس كند و ميزان پايبندي خود را پس از يك دهه به رهبر، تاريخ و آرمانهاي خود بسنجد. سالروز شهادت رهبر شهيد فرصتي بدست داده است تا نكاتي را با هم مرور كنيم:

  1. سنت برگزاري مراسم سوگواري در هر سالياد شهادت رهبر شهيد، از سوي مردم، هر چند به خوبي عمق عواطف و احساسات پاك مردم نسبت به او را به خوبي آشكار مي كند، اما براي نشان دادن پايبندي واقعي و پاسداري جدي از آرمان، خط و راهي كه او براي ما به ميراث گذشته كافي نيست.

    زماني مي شود گفت كه ما وارثان خوبي براي مزاري بوده ايم كه فعاليت ها و برنامه هاي فردي و اجتماعي ما متعهدانه در همان مسيري قرار داشته باشد كه از او براي ما به ميراث مانده است
    .

    مردم و نخبگان سياسي، در كنار برپايي مراسم سوگواري ها در طول بيش از ده سال، اينك بايد به اين پرسش پاسخ دهند، كه در اين مدت چقدر توانسته اند تعهد خود نسبت به آرمانها و خط بابه ي شهيد را نگه دارند؟
     

  2. در تاريخ افغانستان جامعه ي هزاره، دست كم، با دو نوع صف بندي و نابرابري در سطح ملي و جامعه مواجه بوده است. قوميت، عاملي است كه اشكال متنوع نابرابري ها، تبعيض ها، خصومت ها و صف گيري هاي سياسي و اجتماعي در قبال هزاره ها در سطح كلان ملي، به آن قابل ارجاع است. در سطح جامعه اما نابرابري و صف بندي از بنياد و وجهه ي ديگري برخوردار است، كه هر چند قوميت محتوا و ماهيت آنرا تشكيل مي دهد، اما همواره از طريق كانال هاي مذهبي و اعتقادي عمل نموده است.

    مبارزه ي درخشان مزاري براي عدالت، آزادي و كرامت انساني هر چند رخنه هاي جدي در بنيادهاي نابرابري در سطح ملي ايجاد نمود، اما شاهكار اساسي او افشا سازي لايه ها و وجوه پنهان صف بنديها و نابرابري هايي بود كه بر اساس آن گروهي خاص ايمان و اعتقادات پاك مردم را دستاويز معاملات، منافع و دسايس اجتماعي و سياسي خويش قرار داده بودند
    .

    او در زمان خود نه تنها با شيوه هاي استفاده ابزاري از مذهب و عناصري كه شيادانه از مذهب و باورهاي ديني به سود مطامع و منافع گروهي خويش بهره كشي مي كردند، مبارزه نمود، بلكه با حمايت از نهاد اصيل مرجعيت مذهبي، زمينه را براي شكل گيري نهاد سالم مذهبي در جامعه نيز فراهم نمود. بنابر اين، مبارزه با اشكال انحرافي و سوء استفاده از باورهاي مردم، يك امر مقطعي و كوتاه مدت نيست، بلكه همواره به هوشياري، آگاهي، جديت و استمرار از سوي آحاد جامعه نياز دارد.
     

  3. يكي از اهداف و آرمانهايي كه رهبر شهيد جان خود را براي تحقق آن فدا نمود، شكل گيري حاكميت ملي، مبتني بر عدالت، آزادي، كرامت و فضيلت انساني بود. عدالت خواهي، مبارزه با تبعيض و احقاق حقوق قوميت ها، جوامع و قشرهاي محروم مفاهيم و ارزشهايي اند كه براي نخستين بار در تاريخ افغانستان به وسيله ي شهيد مزاري وارد ادبيات سياسي افغانستان شد.

از اين روي، جريان عدالت خواهي در افغانستان با ياد و نام مزاري به طور گسست ناپذيري گره خورده است. در دوران جديد هر چند بهبودي صوري به لحاظ امنيت، ثبات و آزادي به وجود آمده، اما لايه هاي بنيادين نابرابري در سطح ساختارها، نهادها و توزيع امكانات و فرصت هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي به ويژه در قبال هزاره ها همچنان دست نخورده باقي مانده است. صرف نظر از گذشته ها، در طول شش سال گذشته، با آنكه هزاره ها بيشترين مشاركت را در تمامي عرصه هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و امنيتي در سطح كلان ملي از خود نشان داده اند و هزاره جات يكي از امن ترين نقاط كشور بوده، اما هيچ پروژه انكشافي در سطح هزاره جات اجرا و تطبيق نشده است. اين در حالي است كه بنا به گزارش بنياد انكشافي ملل متحد، هزاره جات نه تنها در گذشته بر اثر سياست هاي تبعيض آميز حاكميت ها با محروميت مضاعف مواجه بوده، بلكه امروزه نيز يكي از محروم ترين و آسيب پذير ترين مناطق افغانستان به شمار مي آيد. از سوي ديگر، وضعيت هزاره ها در مناطق شهري، به جز كابل نيز بگونه اي است كه از هيچ نوع امنيت جاني و مالي برخوردار نيستند. در مزار شريف، نه فقط چهره ها و شخصيت هاي ذي نفوذ مانند مرحوم حاجي اشرف رمضان ترور مي شود بلكه اموال و املاك مردم عامه نيز توسط عواملي كه براي چيزي جز منافع باندي خود فكر نمي كنند، آشكارا و بي حساب و كتاب مصادره مي شود.

عين همين وضعيت كما بيش در هرات نيز وجود دارد. چشم پوشي دولت بسادگي در برابر تمامي اين مسائل نشان مي دهد كه سياست ها و برنامه هاي كلان ملي در قبال هزاره ها هنوز دچار دگرگوني جدي نشده است و مبارزه براي احقاق حقوق هزاره ها و ارتقاي آنها تا سطح شهروندان درجه يك در كشور، در آغاز راه است. در عين حال، ما ضمن حمايت از دولت و ساختارهاي كنوني كشور بار ديگر مصرانه خواهان آنيم كه دولت به انديشه ها، آرمانها و مؤلفه هاي عدالت خواهانه ي رهبر شهيد مبتني بر توزيع عادلانه ي فرصت ها و امكانات شهروندي و رفع محروميت از قوميت ها و اقشار محروم، به ويژه هزاره ها به عنوان محرومترين قشر ملي در افغانستان، توجه جدي نمايد.

اين امر بدون ترديد، از طريق افزايش مشروعيت مردمي و اجتماعي به استحكام پايه هاي حاكميت مركزي در برابر بحران هاي ناشي از تروريزم و مداخلات بيگانگان مي انجامد.

ياد و روح شهيد مزاري جاودانه و شاد و راهش پر رهرو باد!
 

والسلام عليكم و رحمت الله

طلاب و دانشجويان افغانستاني مقيم  قم

جمعه 18 حوت 1385 هجری شمسی