بابه مزاری

بیوگرافی عبدالعلی مزاری؛

عبدالعلی مزاری در سال ۱۹۴۷ میلادی در قریه‌ی نانوایی، ولسوالی چارکنت از توابع ولایت بلخ به دنیا آمد. خانواده‌ی او اصالتاً از ولسوالی ورس در ولایت بامیان بودند که به ترکستان مهاجرت کرده بودند. شغل خانوادگی مزاری زراعت و دامداری بود. او دوره‌ی آموزش ابتدایی خود را در مدرسه‌ی نانوایی آغاز کرد و سپس به‌صورت تمام‌وقت تعلیمات دینی را در مدرسه‌ی چارکنت فرا گرفت.

در همین دوره، مزاری با ایده‌ها و افکار شمار زیادی از چهره‌های سیاسی و پیشگامان نهضت‌های آزادی‌بخش در جهان آشنا شد؛ اما آغاز انگیزه‌های مبارزاتی خود را برگرفته از اندیشه‌های علامه سید اسماعیل بلخی می‌دانست.

مزاری از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱ میلادی به‌صورت داوطلبانه به خدمت سربازی رفت. هدفش از گذراندن این دوره، انجام مسئولیت ملی، آگاهی از وضعیت کشور و آمادگی برای مسئولیت‌های آینده بود. او از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ میلادی در ایران به تحصیل پرداخت، اما به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش، بازداشت و از این کشور اخراج شد.

پس از قیام ۲۲ فوریه ۱۹۷۹ مردم چارکنت، مزاری به مقاومت مسلحانه علیه نیروهای شوروی پرداخت و در همان سال با جمعی از همفکرانش، سازمان نصر افغانستان را تأسیس کرد. برای پشتیبانی جبهات و گسترش فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی هزاره‌ها، در سال ۱۹۸۱ بار دیگر افغانستان را ترک کرد و در سال ۱۹۸۶ به کشور بازگشت. در این راستا، او از تمامی جبهات هزاره بازدید کرد و برای ایجاد وحدت سیاسی و نظامی میان آن‌ها تلاش فراوانی انجام داد.

در سال ۱۹۸۹، مزاری به همراه سایر فرماندهان و بزرگان هزاره، «میثاق وحدت» را در بامیان امضا و حزب وحدت اسلامی افغانستان را بنیان نهادند. شورای مرکزی حزب در سال ۱۹۹۱، مزاری را به عنوان دبیرکل انتخاب کرد.

با سقوط دولت نجیب‌الله، مزاری در غرب کابل مستقر شد. این استقرار، سرآغاز مقاومت پرافتخار هزاره‌ها برای حفظ حیات سیاسی‌شان بود. پیروزی مجاهدین و سقوط دولت نجیب حاصل همکاری حزب وحدت، شورای نظار، و نیروهای ازبک و ترکمن بود؛ اما شورای نظار پس از ورود به کابل، برخلاف انتظار، تلاش کرد متحدان سابق خود را حذف کند.

تلاش برای حذف هزاره‌ها باعث شد تا مزاری رهبری مقاومت علیه دولت ربانی را به‌عهده بگیرد. این مقاومت تقریباً سه سال به‌طول انجامید. از ابتکارات مزاری در این دوره، تشکیل شورای هماهنگی متشکل از حزب وحدت، جنبش ملی اسلامی، حزب اسلامی و جبهه‌ی نجات بود. دولت ربانی علاوه بر تحمیل جنگ‌های خونین و پاکسازی قومی در برخی محله‌های غرب کابل، تلاش داشت حزب وحدت را از درون فروبپاشد. با صرف هزینه‌ی زیاد، عناصری را در داخل حزب پرورش داد که منجر به جنگ ۱۴ سپتامبر ۱۹۹۴ شد. با وجود تلخی‌ها و سختی‌های این نبرد، عملیات دولت ربانی ناکام ماند.

با ظهور طالبان، مزاری تلاش فراوانی برای توافق با دولت ربانی جهت دفاع مشترک در برابر طالبان انجام داد، اما این تلاش‌ها به نتیجه نرسید. نیروهای دولتی حملات شدیدی را از زمین و هوا به مناطق غرب کابل آغاز کردند. حزب وحدت، در محاصره قرار گرفت و تمام راه‌های تدارکاتی‌اش قطع شد. در این شرایط، تنها به دفاع پرداخت. حزب اسلامی به‌کلی از خطوط اول عقب‌نشینی کرده بود و نیروهای جنبش نیز کارایی گذشته را نداشتند.

سرانجام، با وجود مقاومت نظامی بی‌نظیر و تلاش‌های سیاسی مستمر، حزب وحدت در غرب کابل شکست خورد و عبدالعلی مزاری در تاریخ ۱۳ مارس ۱۹۹۵ میلادی در چهارآسیاب به دست طالبان به شهادت رسید.