رهبر شهید و تولید مفاهیم ارجمند در ادبیات سیاسی

نویسنده: حمزه واعظی

حمزه واعظی، نویسنده و پژوهشگر‌ برجستۀ افغانستانی و مؤلف کتاب‌های «هویت‌های پریشان»، «هویت‌های درهم» و «افغانستان و سازه‌های ناقص هویت ملی» است. او از بنیانگذاران مجلۀ «دُرِ دری» در ایران‌است. واعظی در تأسیس و مدیریت فصلنامه‌های‌ «سراج» و «خط سوم»،که در ایران منتشر می‌شدند، نقشی محوری داشت. او در عین حال سردبیر ماهنامۀ «سپیده» در اروپا بود که بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ میلادی از دانمارک منتشر می‌شد. مقالات متعددی از واعظی در رسانه‌های خبری برجسته‌ای مانند بی‌بی‌سی فارسی و صدای آلمان منتشر شده‌ است. او هم‌اکنون مدیریت تیم ارزیابی انتشارات شبکۀتحلیلگران بلاق را بر عهده دارد. حمزه واعظی اصالتاً از ولایت دایکندی افغانستان و مقیم ناروی است.
تاریخ نشر: مارس 23, 2024 میلادی

 

ساختار سیاسی ـ اجتماعی جامعه افغانستان به‌گونه‌ای تولیت شده که در دوصد سال گذشته کم‌تر مجال و زمینه بازتولید ارزش‌های فرازمند را در ادبیات سیاسی و گفتمان ملی پیدا کرده است. تکرار و تداوم حاکمیت‌های تماتخواه و «خرداندیش» عامل اصلی چنین سکون و سکوتی در مفاهیم و مأخذ ادبیات سیاسی بوده است.

رهبر شهید یک «پدیده» در ادبیات سیاسی جامعه افغانستان بود. او جسورانه مفاهیم و مصادقی را در گفتمان ملی ارایه نمود که منشأ تولیدات جدید و موجب ابداع واژگان بدیع در ابیات سیاسی گردید. دیدگاه‌ها و بازآوری‌هایی که در آن رهبر فرزانه در جهت پویایی ساختار ایستای اجتماعی و پردازش مؤلفه‌های حاکمیت ملی مطرح نمود، به عنوان گزینه‌های فخیم یک «اندیشه کلان» سیاسی قابل مطالعه و پژوهش است.

مفاهیمی را که استاد شهید در تعامل پرتنش و خردگریز سیاسی معاصر افغانستان بازتولید کرد، نه یک مقوله روشنفکری، بلکه یک تدبیر و فهم جامعه‌شناسانه در حوزه سیاست علمی می‌باشد که ناظر بر درک عالمانه فراگردهای ساختاری و ایجاد تغییرات مقبول و مفید در سازمان سیاسی جامعۀ ساکن و ساکت افغانستان بوده است. تلاش‌های بلیغ او در جهت همگانی کردن «فهم سیاست» و کوشش‌های مجدانه‌اش بخاطر بسط همسازی و همسانی ارزش‌های سیاسی در عرصۀ ملی، نخستین‌بار در ادبیات سیاسی ما تدبیر، طرح، تولید و ارایه شده است.

تولید مفاهیم و ارزش‌های چون عدالت‌طلبی، برابری و توزیع ارزش‌ها، حقوق اقلیت‌ها، خویشتن‌یابی و دیگرباوری ملیت‌ها، توزیع عادلانه قدرت و حاکمیت سیاسی برای تمام اقوام، اصلاحات اداری، هم‌پذیری و دیالوگ سیاسی میان صاحبان قدرت، ایجاد جرأت و جسارت اجتماعی برای توده‌های محروم و محکوم، افغانستان فدرالیسم و … . برای اولین‌بار و به صورت گسترده و شجاعانه در ادبیات سیاسی ما صورت گرفته است. آنچه که در بررسی این موضوع اهمیت اساسی دارد؛ طرح و تولید مبتکرانه و هوشمندانۀ چنین مفاهیمی در ادبیات سیاسی به عنوان آموزه‌ها و نمادهای ارجمند است تا کاربردهای آن همگانی گردیده و ذهنیت عمومی نسبت به آن‌ها گشایش پیدا نماید و در نتیجه مأنوس ساختن اذهان و افکار نسبت به این مفاهیم به ارتقای فهم و شعور سیاسی عامه انجامد.

فرایند طبیعی این سیره و ثمره، گسترش و توسعه و غنای واژگان ادبیات سیاسی در سطح ملی خواهد بود. بنابراین، شناخت جایگاه و پایگاه رهبر شهید یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر اجتماعی و تاریخی برای نسل حقیقت‌جوی امروز است چرا که این نسل در معرض فهم ناگزیر سیاست و تحول گریزناپذیر مفاهیم سیاسی قرار دارد. شناخت مزاری شهید به معنای درک حقایق بخش مهمی از تحولات و تطورات حساس تاریخ سیاسی معاصر است. تأمل بر آموخته‌ها و ساز و کارهای فرهمند آن بزرگ در عرصه سیاست، به روشن شدن بسیاری از نیازها و آرزوهای گمشدۀ این نسل خواهد انجامید.

داده‌های او در ادبیات سیاسی، اکنون که کشور در آستانه تحولات جدید قرار گرفته، به آشکاری در تعامل ملی تطبیق و بازگویه می‌شود و این‌که، اولاً جامعیت و کلان نگری اندیشه‌های سیاسی ـ اجتماعی آن رهبر جاودانه را در حوزه آرمان‌ها و گفت‌وگوهای ملی قابل تطبیق می‌سازد و ثانیاً، هوشمندی، دقت و آینده‌نگری بی‌بدیلش را در پیشگویی و داوری حقایق و واقعیت‌های پیچیدۀ جامعه افغانستان می‌نمایاند. اکنون همه شاهیدیم گه گفته‌های آن شهید مبنی بر اصلاحات اداری، حقوق اقلیت‌ها و مشارکت اقوام در ساختار سیاسی بر زبان همگان جاری است و همه طرف‌های داخلی و جامعه بین‌المللی شرط اصلی تحقق و ثبات و صلح در افغانستان را تأمین حقوق شهروندان و مشارکت اقوام می‌دانند.

کلام آخر این‌که، رهبر شهید مفاهیم غنی و فخیمی در حوزۀ ادبیات سیاسی ارایه و نیز تاریخ معاصر را پیش‌بینی‌پذیر نمود. شناخت و فهم این مفاهیم و تاریخ، از یکسو دایره واژگان ادبیات سیاسی فسیل‌شدۀ ما را گسترده می‌سازد و از سوی دیگر، توانایی، درک و تحلیل نسل امروز و آینده را از داده‌های سیاست و عناصر ادبیات سیاسی به طور فوق‌العاده‌ای غنا و فربی می‌بخشد.